*جناب آقاى دكتر قدسى، با تشكر از اين كه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد. در نخستين پرسش خود مى خواهيم اصل مطلب را از شما جويا شويم.ISI چيست؟ خوب است يا خوب نيست؟

ISI مؤسسه اى خصوصى است كه نشريات و مقالات را فهرست مى كند. اين تنها مؤسسه در جهان نيست كه به فهرست كردن مقالات مشغول است. گروه هاى ديگرى هم هستند اما ISI معتبرتر از بقيه است. اين گروه ها مقالات را فهرست كرده و آمارهايى مانند تعداد ارجاعات، ضريب تأثير مقالات و ديگر آمارهاى مربوط به آن را در اختيار اعضا و مشتركان مركز خود گذاشته و درآمد كسب مى كنند.
در مراكز علمى ايرانISI خيلى مشهور است اما در ديگر دانشگاه هاى معتبر دنياISI چندان معروف نيست. زيرا ارتقاى علمى در آن دانشگاه ها اساساً ربطى بهISI ندارد. در دانشگاه هاى خوب دنيا روش ارتقاى استادان تقريباً مشابه حوزه هاى علميه است. در اين دانشگاه ها، مقالات، نوشته ها، تحقيقات و كارهاى علمى فرد را براى چند استاد درجه يك در آن رشته بخصوص مى فرستند و در صورت تأييد آنها فرد ارتقاى علمى پيدا مى كند. ما متأسفانه اعتماد به نفس كافى نداريم و داورى درباره خود را به مدد معيار ها و ارزيابى هاى خارجى انجام مى دهيم.
*اما مجلات ISI، مجلات خوبى هستند. چرا نبايد به ارزيابى آنها اتكا كنيم؟
ISI مجلات بسيار خوبى را فهرست كرده اما مجلات ضعيف زيادى هم در آن وجود دارد. مقررات فعلى، دانشجوى دكترا را مجبور مى كند تا در يك مجله فهرست شده درISI مقاله داشته باشد و به ضعف و قوت مجله چندان كارى ندارد.
*داستان چاپ شدن مقاله اى بى محتوا كه به وسيله يك نرم افزار توليد شده بود و دانشجويان دانشكده كامپيوتر دانشگاه شريف آن را در يك نشريه ISI به چاپ رسانده بودند چه بود؟
مقاله اى با يك نرم افزار معروف به صورت خودكار تهيه و توسط چند دانشجوى دكتراى رياضى شريف براى يك مجله ISI كه به وسيله ناشر معتبر Elsevierمنتشر مى شود، فرستاده شد. با خواندن حتى خلاصه اين مقاله به راحتى به هجو بودن آن مى شد پى برد. اين كار را به اين دليل انجام دادند تا نشان دهند برخى از اين نشريات خيلى ضعيف هستند. مسئولان مجله مقاله را پس از دو هفته بدون ايرادى پذيرفتند و در نوبت چاپ قرار دادند. چند ماه در نوبت چاپ بود تا اخيراً پس از افشاى اين مطلب آن را برداشتند. افرادى هستند كه در مدت ۲ سال بيش از ۶۵ مقاله فقط در اين نشريه چاپ كرده اند. هجوم زيادى از سوى برخى در ايران براى چاپ در آن ديده مى شد. ناشر اين نشريه معروف است ولى اعتبار يك نشريه را سردبير و كميته علمى آن تعيين مى كند. خوشبختانه كار اين دانشجويان خيلى تأثير گذار بود.
*ولى در هر حال چاپ مقاله در نشريات ISI تا حدى كيفيت علمى مقالات را كنترل مى كند؟!
هر چند كه ISI موجب نوعى نظارت حداقلى بر كيفيت علمى مقالات شده است، اما اين به هيچ وجه كافى نيست. شناسايى مجلات نامعتبر در ميان نشريات ISI بسيار ضرورى است. اما در حال حاضر اين كار انجام نمى شود. آئين نامه ها و مقررات فعلى توليد انبوه و افزايش كمى مقالات را تشويق مى كند وبه كيفيت كارى ندارد.
*گاهى اوقات چيزهايى در باره جايگزينى معيارهاى داخلى به جاى ISI مى شنويم. آيا با اين جايگزينى نمى شود اين گونه مشكلات ISI را برطرف كرد؟
آنچه درباره معيار داخلى مى گويند به گمان من نقاط ضعف به مراتب بيشترى از ISI دارد و برداشت خيلى ها اين است برخى كه نمى توانند در مقالات معتبر خارجى مقاله هاى خود را به چاپ برسانند به دنبال يك راه فرار هستند و آن هم معيار داخلى جايگزين ISI است. البته قبول دارم كه در برخى زمينه هاى علوم انسانى مجلات معتبر خارجى وجود ندارد. اما ما مى توانيم اين مجلات را ايجاد و آنها را پس از مدتى در ISI به ثبت برسانيم. به نظر من اين جايگزينى آشفتگى ارتقاى استادان را شديدتر مى كند.
*آيا در ايران مجله اى كه در ISI فهرست شود وجود دارد؟
قبلاً تعداد كمى بود كه يكى از آنها مجله «علوم و فناورى» دانشگاه شيراز است كه از سال هاى پيش در اين فهرست قرار گرفته است.
ولى ظاهراً در حال حاضر بيش از ۲۰ مجله از ايران به صورت ISI ثبت شده است و اين جاى خوشحالى دارد. البته مجلات داخلى معتبر ديگرى هم در ايران چاپ مى شود كه به دلايلى هنور نتوانسته اند در اين فهرست قرار بگيرند. قاعدتاً اگر يك مجله شرايط اين مؤسسه را داشته باشد، پس از مدتى توسط آن فهرست مى شود. بنابراين به جاى ايجاد يك ISI ديگر بهتر است سعى كنيم مجلات خود را با كيفيت تر كنيم تا بتوانيم آنها را در اين جا ثبت كنيم .
*آيا خود ISI هيچ برآورد كيفيتى از مقالات فهرست شده اش انجام نمى دهد؟
البته. در سايت Web of Knowledge اين مؤسسه اطلاعات خيلى خوبى از مجلات و مقالات و حتى مؤلفان تهيه مى شود (مانند ضريب تأثير، درصد ارجاعات و . . .) كه از آنها مى توان به كيفيت يك مجله يا مقاله پى برد. اخيراً هم ضريبى به نام hindex به عنوان شاخصى براى توان علمى مؤلفان محاسبه مى شود. البته اين شاخص هنوز عمومى نشده و بحث هاى زيادى در مورد آن در جريان است. اين شاخص براى بيشتر محققان ايرانى خيلى پائين است و اين يعنى اين كه ما در مواجهه با مقاله نويسى علمى، كيفيت را فداى كميت كرده ايم.
*چگونه كميت به كيفيت ترجيح داده مى شود؟
دانشجوى دكترا مجبور است در زمان كمى كه در اختيار دارد، مقاله ISI چاپ كند و اين شرط فارغ التحصيلى او در مقطع دكترا است. نتيجه طبيعى اين است كه در ميان نشريات ISI، نشريات ضعيف و سهل گير مورد توجه بيشترى واقع شود تا بتوان مقاله نه چندان قوى را در آن منتشر ساخت. اين نكته قابل توجه است كه در برخى رشته ها مانند رشته كامپيوتر اصولاً كنفرانس هاى معتبر جايگاه مهم ترى از مجلات دارند. و البته مقالا تى كه در اين كنفرانس ها چاپ مى شوند قطعاً پس از مدتى در يك مجله خوب هم قابل چاپ است. بسيارى از استادان خوب دانشگاه هاى خارج از كشور درچنين رشته هايى اصلاً تأكيد چندانى بر مقاله نويسى دانشجويان در مجلات ندارند، بلكه به جاى مجلات به كنفرانس هاى معتبر اهميت مى دهند كه هم سريعتر مى توان در آن چاپ كرد و هم به عنوان مرز دانش توسط محققان ديگر در آن زمينه خوانده مى شود.
*در خلال مباحثاتى كه درباره ISI درگرفته است، يكى از استادان گفته بود برخى با دادن پول مقاله هاى خود را در مجلات چاپ مى كنند. آيا اين موضوع صحت دارد؟
بله. مثلاً WSEAS ارگانى است كه ظاهراً در قبرس قرار دارد و سالانه تعداد زيادى كنفرانس برگزار مى كند و تقريباً به طور خودكار مقالات ارائه شده در كنفرانس ها را درچيزى به نام ژورنال هم چاپ مى كند. البته براى هر مقاله حدود ۷۵۰ دلار هم مى گيرد! من خودم مقاله غلطى براى اين ارگان عمداً فرستادم كه پذيرفته شد ولى چون پول نداديم چاپ نشد! اين يك مجله پولى است و البته الان ديگر در دانشگاه هاى داخل هم اعتبارى ندارد. ولى قبل ازمعلوم شدن وضع آن در داخل بسيارى در آن مقاله نوشتند و شايد ارتقا هم پيدا كرده باشند. از اين گونه مجلات كم نيستند. تشخيص آنها نياز به دقت نظر دارد. توجه نكردن به اين امر اثرات منفى زيادى روى استادان و دانشجويان دكترا گذاشته است.
* وجه ديگر انتقادى كه به معيار قرارگرفتن ISI براى ارتقاى استادان مى شود اين است كه اين رويكرد فاصله دانشگاه و مسائل جامعه را زياد مى كند، يعنى با اين رويكرد دانشگاه مسائلى را براى پژوهش بر مى گزيند كه مورد توجه مجلات ISI است و نه مسائل واقعى جامعه خود را. مثلاً در رشته هاى فنى چنين رويكردى موجب افزايش شكاف دانشگاه و صنعت مى شود. نظر شما دراين باره چيست؟
پژوهش طيفى وسيع و امرى جهانى است. ما بايد مقالاتى در سطح جهان داشته باشيم و آن مقالات يقيناً به كار داخل نمى آيد. ولى بايد پژوهش هايى هم باشد كه به مشكلات داخل بپردازد. بزرگ ترين شركت هاى صنعتى در ايران D & R بسيار ضعيفى دارند و اين موجب مى شود كه نتوان براى آنها كار دانشگاهى كرد. پژوهشگرانى كه مقالات جهانى مى نويسند به احتمال زياد مى توانند براى مشكلات داخلى هم چاره انديشى كنند. گرفتارى عمده ما اين است كه سطح پژوهشى موردنياز داخل بسيار ضعيف است و حمايت مالى كافى هم نمى شود، در نتيجه دانشمند ما خود را وقف آن نمى كند، بلكه ترجيح مى دهد به سمت كارهاى جهانى برود.
سياستگذارى در پژوهش هم اشكال جدى دارد و انتظارات كوتاه مدت است. مثلاً مراكز اقتصادى مى خواهند اگر هزار تومان براى پژوهش سرمايه مى گذارند، همان را هم برداشت كنند. در صورتى كه پژوهش آثار بلندمدت دارد و ممكن است در كوتاه مدت با سرمايه گذارى هزار تومان، فقط ۱۰ تومان بازده داشته باشد. اما اگر در اين كار ممارست داشته باشيم به نتيجه مى رسيم. ما نبايد جلوى پژوهش هاى بين المللى را بگيريم زيرا رجوع دانشمند به سپهر جهانى علم امرى طبيعى است، بلكه بايد ساز و كار ها را به نحوى تغيير داد كه پژوهش درمسائل داخلى وسعت پيدا كند. رويكرد مثبتى براى سرمايه گذارى در بخش پژوهش به چشم نمى خورد و بودجه پژوهشى فعلى از آنچه در برنامه ۵ ساله هم آمده كمتر است.
در شوروى سابق ارتش سفارش دهنده اصلى پژوهش بود و در آمريكا هم ارتش و بازار سفارش دهندگان اصلى پژوهش هستند و آنها را در راستاى مسائلشان جهت مى دهند. اما پژوهش هاى ما در ايران عمدتاً معطوف به مسائلى است كه از بيرون مى آيد.
به طور قطع. بخش زيادى از علومى كه ما در دانشگاه ها تدريس مى كنيم وارداتى است و فاصله علمى باموطن آنها خيلى زياد است و طبيعتاً مسائل آن هم از آنجا مى آيد و نه از داخل. ساز و كار ارتباط پژوهش با صنعت در چنان كشورهايى به كلى متفاوت است. دانشكده ها در آن كشور ها با حمايت صنعت به وجود مى آيند و يا از بين مى روند.
اينجا فاصله نهاد علم و نهادهاى صنعتى خيلى زياد است. اما اين نبايد منجر به جلوگيرى از پژوهش هاى مراكز پژوهشى بشودكه مسائلشان عمدتاً داخلى نيست. ما توان تحقيق روى مسائل داخلى را قطعاً داريم اما سياست هاى پژوهشى بايد به تدريج اين توان را هدايت كند. بايد فرد بتواند هم روى مسائل داخلى و هم بين المللى كار كند. افرادى در همين دانشگاه ما هستندكه به خوبى از پس هر دو برآمده اند و در هر دو مورد كاملاً موفق اند.
* از اين كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد ممنونيم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|