فلسفه مرموز
|

سيدحسين نصر/ ترجمه:اميرعباس اميرشكارى |
|
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
تحليلى بر رشد مقالات ايران در مجلات زير پوشش آى اس آى (ISI)
دكتر مهدى گلشنى/دكتر اكبر حيدرى
به طور مثال چند سال پيش بررسى دقيق درمورد ۱۸ دانش آموخته ممتاز رياضى كشور، از ورودى هاى ۱۳۷۶ به بعد، ( كه ۱۳ نفرشان المپيادى و ۵ نفرشان در سطح المپيادى بودند) صورت گرفت. اين افراد دانش آموختگان (دكتراى) پرينستون، كلمبيا، MIT، دانشگاه پاريس و ... بودند كه پس از فراغت از تحصيل روى هم رفته ۱۸ مقاله داشتند و ۱۰ نفرشان هنوز مقاله اى چاپ نكرده بودند. اين در حالى است كه اگر ۱۸ فارغ التحصيل متوسط داخل كشور را در نظر بگيريم چند برابر اين ها مقاله دارند . يكى از اينها، كه از پرينستون فارغ التحصيل شده پس از اخذ دكترا در كل ۲ مقاله داشته است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
متن کامل پاسخ دکتر نوروزی رییس گروه علم سنجی سیاست گزاری علم به مقاله دکتر داوری
«در سالهاي اخير، همواره آمارهاي «مؤسسة اطلاعات علمي» (ISI) مورد توجه محافل علمي، دانشگاهي و سياستگذاري علمي و پژوهشي كشور قرار داشته است. اما آن چه بيش از پيش ذهن هر پژوهشگر مشتاقي را به خود جلب ميكند اين است كه چرا همواره شاهد موضعگيريهاي متفاوتي در قبال آن هستيم؟ چرا «مؤسسة اطلاعات علمي» در نزد برخي از بزرگان تا حد پرستش مورد احترام است و در مقابل، در نزد برخي ديگر از صاحبنظران، به عنوان آفتي كه حتي نيمنگاهي به آن نيز ميتواند آتش توهم و وسوسة دروغين توسعة علمي را دامنگير كشور كند معرفي شده است؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
هوالحق
مي دانستم که بسياري از دانشگاهيان از خواندن مقاله من درباره ISI شاد مي شوند و عده اي به جهات متفاوت مي رنجند. حتي احتمال مي دادم که نوشته جسارت به علم تلقي شود اما اکنون مي بينم اعتقاد به ISI وراي اين حرفهاست. هيچيک از همکاران دانشگاهي مدافع ISI که گمان نمي کنم در علم شناسي (که غير از علم سنجي است) ممارستي داشته باشند، به نکات ايجابي و مثبت مقاله من که بدرد تدوين سياست و نقشه جامع علم مي خورد، توجه نفرموده و صرفاً خاطرشان از پيشنهاد تأمل در شأن و مقام ISI آزرده شده است.
حتي شنيده ام که کساني نوشتن آن مقاله را جرم و گناه دانسته و علاوه بر توهين درصدد تمهيد مقدمات براي مجازات گناهکار بر آمده اند. من شصت سال عمرم را صرف دانش کرده ام و در راه علم و معرفت از سرزنش و بلا نمي هراسم اما خوش ندارم که در اين زمان به گناه ناکرده جسارت به ISI مؤاخذه و مجازات شوم.
رضا داوري اردکاني
...ما تاکنون در مورد علم، سياستي که مبتني بر اصول انديشيده باشد، نداشته ايم. اشخاص دانشمند خوش ذوق گهگاه بنظرشان رسيده است که از راهي با وضع فلان آيين نامه و مقررات مي توان علم را توسعه داد ولي اين آيين نامه ها هم بيشتر ترجمه و اقتباس از خارج است يا بهرحال با نظر به طرحها و اقدامهاي ناظران علم در جهان توسعه يافته تدوين مي شود. در جهان توسعه يافته از چند دهه پيش به اين سو نظارت بر پيشرفت علم و سنجش و اندازه گيري اين پيشرفت اهميت يافته و به آن اهتمام مي شود. در کشور ما هم از روي گرده اقدامها و پژوهش هايي که در جهان غربي صورت گرفته است، کارهايي انجام شده است...
متن کامل مقاله ی دکتر داوری که فردا در روزنامه ی ایران چاپ می شود را می توانید در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت توسط آیت معروفی
|
فلسفه تاريخ، علمى نظرى است كه به تحليل و تعليل تاريخ به مثابه كليتى فراگير و منسجم و مبتنى بر روابط قاعده مند مى پردازد؛ به گونه اى كه نتايج آن معطوف به كاركردهاى عينى است و در آن سؤال هايى همانند علل پيدايش و تكامل تاريخ و مراحل آن، آغاز تاريخ و فرجام آن، نقش خالقيت و ربوبيت الهى و نيز اراده هاى انسانى در پيدايش و تحولات تاريخى، جبهه بندى و مرزبنديهاى اصلى و فراگير درون تاريخ و عوامل و ريشه هاى آن و . . . مورد بحث و بررسى قرار گرفته و پاسخ مى يابند.
صفحه
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت توسط آیت معروفی
|
در صحن سياست بين الملل، سه جريان يا سه زاويه ديد جهان گرا، ملى گرا و كثرت گرا قابل تمايز است (اگر ملى گرايى را معادل ناسيوناليسم بگيريم). در اين نوشتار سعى بر آن است تا تعريف
و تبيين و تاريخ پديدارى ناسيوناليسم ارائه شود و با ذكر انواع ناسيوناليسم به سرنوشت آن برسيم و سرانجام توصيفى از ناسيوناليسم در ايران به دست دهيم.
< ناسيوناليسم چيست؟
ناسيوناليسم در ساده ترين تعريف مترادف با وطن پرستى و ميهن دوستى و با تسامح آئين اصالت دادن به ملت و مليت گرايى دانسته مى شود. اگرچه عشق به ميهن سابقه اى بس كهن در تاريخ بشرى دارد و رد آن را تا اساطير مى توان پى گرفت، ولى ناسيوناليسم از مفاهيم متجددانه دنياى مدرن است كه از عمر آن بيش از چهار سده نمى گذرد كه منشأ آن را به انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه باز مى گردانند، اما به گواهى تاريخ و به حكم اوراق تاريخ نگاران ريشه هاى آن را در پيش از اين مى توان جست.
فرانسويان بويژه در دوران امپراتورى ناپلئون بناپارت دو نقش به ظاهر متضاد، ولى مكمل در تكوين و نضج گيرى ناسيوناليسم ايفا كردند. از يك سو به عنوان مناديان آزادى و برهم زنندگان نظام فئودالى و با كشورگشايى و بردن پيام هاى انقلاب فرانسه به ميان ملل ديگر آنها را براى وداع با قالب بندى هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى قديم آماده كردند و از سوى ديگر با نمايش خود به عنوان نيروهاى خارجى، آنها را تحريك كردند كه به جست و جوى آن چيزى برآيند كه امروز با تحولات و دگرگونى هاى بسيار ناسيوناليسم ناميده مى شود...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت توسط لیدا فخری
|
از طریق افزایش مقالات در فهرست ISI
رضا داوری اردکانی

صفحه یکم /
صفحه دوم
در حدود ۱۰ سال پيش يك روز يكى از دانشمندان صديق كشور كه قدرش چنانكه بايد شناخته نشده است، به من گفت وصيتنامه مى نويسى؟ پرسيدم كدام وصيتنامه؟ گفت مقاله ات را خواندم. بوى وصيتنامه مى داد. شايد آن بزرگوار درست حس كرده بود. اكنون كه ۱۰ سال پيرتر شده ام و بايد براى شنيدن بانگ رحيل مهياتر باشم (و البته نيستم) به صراحت عرض مى كنم كه اين نوشته جزئى از وصيت يك دانشگاهى پير به همكاران خويش است. وصيتى كه در آن دعوت به انديشيدن و هم سخنى غالب است. همه اهل نظر و دانشمندان و دانشگاهيان و ارباب مديريت و سياست علم كشور را به خواندن اين نوشته دعوت مى كنم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|