سفر تاريخى انديشه ها
عليرضا سميعى
دكتر كريم مجتهدى براى شناخت تاريخ فلسفه اهميت بسيارى قائل است. تأكيد وى بر درك ريشه هاى نظريات فلسفه در آثار، سخنرانى ها و درس هايشان كاملاً مشهود است. در اين مصاحبه از وى درباره تاريخ انتقال انديشه فلسفى از غرب به شرق و بازگشت آن در قرون ميانه پرسيده ايم. موضوعى كه حتى بسيارى از فلسفه خوانده ها نيز از آن آگاه نيستند.
*آيا اين فرضيه درست است كه مى گويد فلسفه و فيلسوفان يونان تحت تأثير سنت هاى فكرى ايرانى بوده اند ؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
تأملات هوسرلى
بهترين شاگرد «برانتانو» بود. به روانشناسى، فلسفه و رياضى عشق مى ورزيد. بيشتر اوقات به چيزها خيره مى شد تا آنها را بشناسد و بعدها شايد به هايدگر گفته بود: مارتين عزيزم، با ما به از اين باش كه ... نامى كه زير كتاب هايش نوشته مى شد «ادموند هوسرل» بود و تأكيد ويژه اى بر «اپوخه» داشت. مفهومى كه با انواع و اقسام قرائت ها در قالب هاى معرفت شناسى ذكر و تأويل شد. از كتاب هايى كه در ايران درباره پديدارشناسى و هوسرل نوشته شده است يكى زمينه و زمانه پديدارشناسى به تقرير سياوش جمادى است. به اين مناسبت گفت وگويى با ايشان ترتيب داده ايم كه تقديم مى شود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
| |
|

گفت و گو با دكتر سعيد زيباكلام
|
|
| كتاب «معرفت شناسى اجتماعى» |
| |
|
علم و عواطف انسانى...
|
|
بيشتر اهالى فلسفه در نظر مردم آدم هاى جالبى هستند. آنها در عالم خودشان زندگى مى كنند و اين غربتى كه نسبت به عالم مردمان ديگر دارند هم در ظواهر و حركات و هم سكنات شان بروز مى كند. اما در ميان اهالى سياره فلسفه برخى از شهروندان ويژه ترند. ازجمله «سعيد زيباكلام» استاد فلسفه دانشگاه تهران كه تعداد زيادى از سلول هاى خاكسترى اش را به خاطر تفكر در نسبت معرفت و جامعه و از آن بيشتر به خاطر تفكر در نسبت تعلقات و تفلسف انسان به زحمت انداخته است. او بويژه به خاطر مشى ساختار شكنانه اش در فلسفه تحليلى و نيز به خاطر اثرى كه بحث هايش مى تواند بر چالش هاى حوزه انديشه دينى كشور بگذارد، موردتوجه است.او آدم عجيبى است. عمر خود را صرف فلسفه كرده و حالا درصدد نقد تفكر فلسفى و بلكه گشودن بابى تحت عنوان فلسفه شناسى است. آنچه درپى مى آيد گفت وگوى ما با او درباره كتاب آخرش «معرفت شناسى اجتماعى» است. گفتنى است اين كتاب كه انتشارات سمت آن را منتشر كرده در سال ۸۵ به عنوان كتاب برگزيده انتخاب شده است. |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
راه علم با علم سنجى هموار نمى شود
* بعضى دانشمندان گله كرده اند كه شما تلاش هاى علمى سال هاى اخير را ناديده گرفته ايد.
من هيچ وقت درباره تلاش هاى دانشمندان در هيچ جا هيچ چيز نگفته ام و ظاهراً بايد سوء تفاهمى پيش آمده باشد. آنچه من گفته ام اين است كه علم تفنن و بازى نيست و دانشمندان بازيگران مسابقه و مأموران نوشتن مقاله براى مؤسسه ISI نيستند. نوشتن مقاله كار خوبى است و چه بهتر كه مقاله در جايى چاپ شود كه در فهرست ها هم بيايد ولى اين يك مطلب فرعى و عرضى است پس با دانشمندان اختلافى ندارم بلكه قصدم دفاع از دانش و دانشمند است. به علم سنجى هم كارى نداشته ام. علم سنجى يك شغل فنى و آمارى و رسمى است و من با صاحبان آن بحثى ندارم. آنها هم حرفى ندارند كه با من بزنند و اگر چيزى گفته اند، وظيفه ادارى خود را انجام داده اند. من درباره برنامه علم و آينده توسعه مى انديشم. مسأله من اين است كه آيا علم متعلق به ISI است و حكم درباره علمى بودن يا علمى نبودن مقالات را بايد صرفاً و منحصراً از ISI خواست؟ به عبارت ديگر آيا نوشتن مقاله در ISI شرط دانشمندى است و هركس در ISI مقاله ننويسد دانشمند نيست؟ ممكن است كسى بگويد بعضى مصلحت ها اقتضا مى كند كه مقالاتمان را در مجلات ISI بنويسيم و در مقابل كسى مى گويد بهتر است دانشمندان به مسائلى كه در كشور مطرح است بپردازند تا كشور از نتيجه پژوهش ها در توسعه علمى تكنولوژيك كشور بهره بردارى كند و شايد گفته شود كه اصرار در سنجيدن علم با ملاك و ميزان ISI در آينده نزديك به بى فرهنگى و دور كردن علم از فرهنگ مى انجامد و وقتى چنين شد، علم كم بنيه و بى رمق مى شود. ملاحظه مى فرماييد سخن من ناظر به سياست علم و حفظ مقام دانشمند است. من كه پنجاه سال از عمرم را در دانشگاه و با دانشمندان و در خدمت دانش گذرانده ام و هنوز در پيرى بيشتر وقتم را صرف كار علم مى كنم، چگونه تلاش دانشمندان را ناچيز بينگارم؟ اگر كسانى گمان مى كنند كه با علم سنجى مخالفم، مطلب مرا درست درنيافته اند. علم سنجى كار خوبى است. در توسعه علم هم از آن مى توان بهره برد اما راه علم و پژوهش با آن هموار نمى شود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|
معيار قرار گرفتن ISI براى ارتقاى استادان
دردسرهاى علم وارداتى
دكتر محمد قدسى استاد دانشكده مهندسى كامپيوتر دانشگاه صنعتى شريف است. وى كه در سال ۱۳۸۴ از دانشيارى به مرتبه استادى ارتقا يافت هم اكنون رئيس گروه نرم افزار اين دانشكده است. در ميان مباحثاتى كه اين روز ها درباره خوب و بد قوانين ارتقاى استادان درگرفته است به سراغ ايشان رفتيم. دكتر قدسى نظرات قابل توجهى در اين باره دارند كه در ادامه تقديم مى كنيم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط علیرضا شفاه
|